صليبي تازه، ظاهراً بيشتر تمهيدي بود براي يكرشته اصلاحات وسيع سياسي، ديني، قضايي، نظامي و آموزشي، كه هم اكنون به اختصار بيان ميكنيم. اين رساله در سال 1306 نوشته شده و عجيب است كه به ادوارد اول لنگ دراز تقديم شده است، حال آنكه بيشتر احتمال داشت اين تقاضاها از شاه فرانسه باشد تا شاه انگلستان.
و ، ز، ح، جزوههايي بر ضد شهسواران معبد و تشويق شاه فرانسه به تعقيب اين فرقه و مصادرهٴ املاكش.
و) دادخواست به زبان فرانسه از سوي مردم فرانسه خطاب به شاه، كه در آن تقاضا شده شاه، كلمنس پنجم (پاپ 1305 ـ 1314) را به تعقيب شهسواران معبد وادارد.
ز) درخواست از پاپ براي اقدام در موضوع شهسواران معبد، بهصورت نامهاي از طرف شاه خطاب به پاپ.
ح) درخواست مجدد مردم از شاه، اين بار به زبان لاتيني، كه خيلي شديدتر از قبلي است.
بايد بهخاطر داشته باشيم كه شهسواران معبد در فرانسه در 13 اكتبر سال 1307 دستگير شدند و شاه اموالشان را ــ كه سخت به آن نيازمند بود ــ ضبط كرد. سرانجام معبديان در سال1312از سوي كلمنس پنجم مورد پيگرد قرار گرفتند. محاكمات آنان يكي از ستمگرانهترين محاكمات ثبت شده در تاريخ بود. عليه آنان مطالب زيادي ميتوان گفت، ولي مسلم است كه قدرت و ثروتشان گناه اصليشان به شمار ميرفت. شرارت و زشتي اين مسئله در بيرحمي، قتل و تعقيب معبديان خلاصه نميشود، بلكه بدتر از آن تزويرهاي قانوني قاتلان و كارگزاران آنهاست. پيير دوبوا در اين كار سهم بهسزايي داشت.
ط) دربارهٴ مسئلهٴ بيتالمقدس. رسالهٴ كوتاهي كه در سال 1308 پس از قتل امپراتور آلبرت اول هاپسبورگ (1308) نوشته است و در آن به شاه فرانسه توصيه ميكند در مقام جانشين شارلماني خود را به امپراتوري انتخاب كند! فتح بيتالمقدس و صلح در اروپا منوط به متحد شدن اروپا در زير اقتدار فرانسه و انتقال قدرت دنيوي پاپ به شاه فرانسه است.
ي) نوشتهٴ مختصري در سال 1308 در توصيه به شاه كه در خاور نزديك سلطنتي براي پسر دومش فيليپ دراز ايجاد كند و داراييهاي معبديان را بهعنوان پشتوانهٴ مالي آن بهكار برد.
3. افكار سياسي. فكر بنيادي دوبوا لزوم افزايش قدرت فرانسه و قدرت شاه در فرانسه بود.
اين انگيزهٴ مسلط در تمام آثار اوست، كه هدفهاي ظاهريشان ممكن است متفاوت باشد.
سلطنتي كه او در نظر دارد مطلق نيست، ولي بسيار نيرومندتر از قانونگذاران كهن است و بر كليسا و پاپ برتري دارد. او براي افزايش قدرت شاه اصلاحات نظامي و قضايي زيادي را پيشنهاد ميكند. پيش از همه، بايد روابط ميان شاه و پاپ تغيير بنيادي يابد. قدرت پاپبراي صلح و اتحاد، در صورتي كه قدرت دنيوياش را به شاه واگذارد و خود را وقف امور ديني سازد،